پهلوی و جریانهای اپوزیسیون.
زمستان خونین با فراخوان او آغاز شد. بزرگترین تجمعات دیاسپورا در تاریخ در پی آن شکل گرفت. این فصل، روایتی است از مردی که میلیونها ایرانی در داخل و خارج از کشور او را رهبر دوران گذار انقلاب شیر و خورشید نامیدند — و همچنین چهرههای جایگزین، پرسشهای باز، و سازمانی که ایرانیان قاطعانه آن را رد کردهاند.
برای دو نسل، مخالفت با جمهوری اسلامی توسط مجموعهای از چهرهها پیش برده میشد: یک ولیعهد در تبعید، یک برنده جایزه صلح نوبل، یک روزنامهنگار حقوق زنان تحت تعقیب سپاه پاسداران، خانوادههای جانباختگان پرواز پیاس۷۵۲، رپری که به اعدام محکوم شد، و فدرالیستهای کُرد. هیچیک از آنها به تنهایی یک دوران گذار نبودند. سپس در ژانویه ۲۰۲۶، رضا پهلوی از ایرانیان خواست به پا خیزند — و آنها چنین کردند، در مقیاسی که از سال ۱۳۵۷ دیده نشده بود. تا ۱۴ فوریه ۲۰۲۶، دیاسپورای ایران به فراخوان او با بزرگترین اقدام خیابانی هماهنگ در تاریخ چهل و هفت ساله خود پاسخ داد. این سندی است از چگونگی وقوع آن و معنای آن.
«خیزش با فراخوان او آغاز شد.»
در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ — ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پیاس۷۵۲ توسط سپاه پاسداران — رضا پهلوی از دفتر خود در واشنگتن فراخوانی برای بازپسگیری کشور توسط ایرانیان صادر کرد. خیابانها صبح روز بعد پاسخ دادند.
فراخوان برای خیزش.
صبح روز ۸ ژانویه ۲۰۲۶، رضا پهلوی از دفتر خود در حومه واشنگتن دیسی، یک پیام ویدیویی منتشر کرد — که همزمان توسط ایران اینترنشنال، بیبیسی فارسی، تلویزیون منوتو و رادیو فردا پخش شد — و در آن از هر ایرانی خواست تا محل کار، مدرسه و خانه خود را ترک کرده و به سوی میادین شهرهایشان راهپیمایی کنند. تا صبح روز بعد، ۱.۵ میلیون ایرانی به خیابانهای تهران آمدند؛ ظرف چهل و هشت ساعت، بر اساس گزارشهای جمعآوری شده توسط هرانا و سازمان حقوق بشر ایران و گزارش شده در پوشش همزمان در en.wikipedia.org/wiki/2025–2026_Iranian_protests، تخمین زده میشود که ۵ میلیون نفر در بیش از نود شهر ایران در حال راهپیمایی بودند.
پاسخ حکومت، دو شب کشتار جمعی در ۸ و ۹ ژانویه — زمستان خونین — و سیل اعدامهای علنی بود که در پی آن آمد. خیابانها عقبنشینی نکردند. تا فوریه، آنها دوباره پرچم خود را داشتند — پرچم شیر و خورشید — و نامی برای آن لحظه: انقلاب شیر و خورشید.
یک ماه بعد در مونیخ، پهلوی به پاسخ خود به آن فراخوان پرداخت: «میلیونها ایرانی نام مرا فریاد زدند و خواستار بازگشت من شدند. این موضوع مرا متواضع میکند و در عین حال مسئولیت سنگینی بر دوشم میگذارد تا به فراخوان آنها پاسخ دهم و همانطور که خواستهاند، رهبر این دوران گذار باشم.» (مونیخ، ۱۴ فوریه ۲۰۲۶).
پهلوی برای دو دهه به صراحت در مورد محدودیت نقش خود صحبت کرده است: او هیچ ادعای شخصی برای منصب سیاسی، هیچ تقاضایی برای تاج و تخت، و هیچ حق وتویی بر قانون اساسی که ایرانیان برای خود خواهند نوشت، ندارد. همانطور که در کنفرانس امنیتی مونیخ در ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ تکرار کرد: «من هیچ جاهطلبی شخصی ندارم. به دنبال قدرت نیستم. نمیخواهم تاجی بر سر داشته باشم یا عنوانی.» آنچه او ادعا میکند، جایگاهی است برای فراخوان به یک گذار صلحآمیز، سکولار و دموکراتیک — و جایگاه هر ایرانی برای شنیده شدن توسط حکومت خود. فراخوان ۸ ژانویه استفاده از آن جایگاه بود، در لحظهای که مردان و زنان جوان ایران در شهرهایشان هدف گلوله قرار میگرفتند.
بزرگترین تجمعات دیاسپورا در تاریخ.
پهلوی روز ۱۴ فوریه ۲۰۲۶ را به عنوان روز جهانی اقدام در حمایت از خیزش ایرانیان تعیین کرد. دیاسپورا با بزرگترین بسیج خیابانی هماهنگ در تاریخ چهل و هفت ساله تبعید خود به آن پاسخ داد.
در ۱۴ فوریه ۲۰۲۶، شش هفته پس از آغاز خیزش، ایرانیان در بیش از دویست شهر خارج از ایران به فراخوان اقدام — روز جهانی اقدام پهلوی با تجمعات همزمان پاسخ دادند. تخمین جمعیت از سوی پلیس محلی، سازماندهندگان و پوشش رسانهای همزمان، تعداد کل را بیش از ۱.۵ میلیون نفر در سراسر دیاسپورا در یک روز نشان میدهد — که تقریباً به طور قطع بزرگترین بسیج یکروزه حامی دموکراسی توسط هر ملت در تبعید در حافظه اخیر است.
- مونیخ، آلمان — بیش از ۲۵۰,۰۰۰ نفر. همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ برگزار شد. نیویورک تایمز از حضور یک چهارم میلیون نفر در میدان ترزینویزه خبر داد؛ پهلوی از روی صحنهای که سناتور آمریکایی لیندسی گراهام نیز در آن حضور داشت، برای جمعیت سخنرانی کرد.
- تورنتو، کانادا — حدود ۳۵۰,۰۰۰ نفر در میدان مل لستمن و خیابان یانگ. بزرگترین تظاهرات در تاریخ معاصر تورنتو بر اساس تخمینهای پلیس محلی که توسط سیبیسی نیوز گزارش شد.
- لس آنجلس، آمریکا — حدود ۳۵۰,۰۰۰ نفر در وستوود (تهرانجلس) و بلوار ویلشایر، که توسط انجمنهای دانشجویان ایرانی-آمریکایی در دانشگاههای UCLA، USC و CSULB سازماندهی شده بود.
- لندن، بریتانیا — حدود ۵۰,۰۰۰ نفر از هاید پارک تا میدان ترافالگار، به گزارش اسکای نیوز.
- ونکوور، کانادا — حدود ۴۵,۰۰۰ نفر در اسکله ونکوور شمالی و میدان رابسون.
- برلین، فرانکفورت، هامبورگ، کلن، دوسلدورف، اشتوتگارت، مونیخ — تجمعات هماهنگ در تمام شهرهای بزرگ آلمان.
- پاریس، بروکسل، لاهه، آمستردام، استکهلم، کپنهاگ، اسلو، هلسینکی، وین، مادرید، لیسبون، رم، آتن، پراگ، ورشو، برن — هر پایتخت اروپایی با جامعه ایرانی.
- سیدنی، ملبورن، آدلاید، بریزبن، پرث، اوکلند — جوامع ایرانی-استرالیایی و نیوزیلندی در تمام پایتختهای ایالتی راهپیمایی کردند.
- نیویورک، واشنگتن دیسی، بوستون، هیوستون، دالاس، آتلانتا، شیکاگو، سان فرانسیسکو، سن دیگو، سیاتل، فینیکس — تجمعات دیاسپورا در تمام شهرهای بزرگ سواحل شرقی و غربی آمریکا.
- تل آویو، توکیو، سئول، سنگاپور، بوئنوس آیرس، سائوپائولو، مکزیکو سیتی، ژوهانسبورگ — از جمله تجمعات کوچکتر جهانی.
فراخوان ۱۴ فوریه اولین باری بود که دیاسپورا با یک صدا حرکت کرد. شعار در هر شهری یکسان بود: «ما همه با هم هستیم». پرچم یکسان بود: شیر و خورشید. و تصویری که بارها و بارها دیده میشد، تصویر پهلوی بود. منبع: ویکیپدیا · تظاهرات دیاسپورای ایران در سال ۲۰۲۶.
آنچه او به زبان خود گفته است.
از کنفرانس امنیتی مونیخ، رایشتاگ برلین، سیپک و خیابانهای پاریس — بیانات عمومی پهلوی در طول زمستان خونین و انقلاب شیر و خورشید.
مونیخ، ۱۴ فوریه ۲۰۲۶
«میلیونها ایرانی نام مرا فریاد زدند و خواستار بازگشت من شدند. این موضوع مرا متواضع میکند و در عین حال مسئولیت سنگینی بر دوشم میگذارد تا به فراخوان آنها پاسخ دهم و همانطور که خواستهاند، رهبر این دوران گذار باشم.» — در جمع بیش از ۲۵۰,۰۰۰ نفر در میدان ترزینویزه، در کنار سناتور لیندسی گراهام. ایران اینترنشنال.
کنفرانس امنیتی مونیخ، ۱۳ فوریه ۲۰۲۶
«من هیچ جاهطلبی شخصی ندارم. به دنبال قدرت نیستم. نمیخواهم تاجی بر سر داشته باشم یا عنوانی. تنها چیزی که میخواهم این است که مردمم آزاد باشند، و من خدمتگزار آن دوران گذار باشم.» — در شصت و دومین کنفرانس امنیتی مونیخ.
برلین، ۲۳ آوریل ۲۰۲۶
«آیا جهان آزاد کاری خواهد کرد یا در سکوت نظارهگر این کشتار خواهد بود؟» — در کنفرانس مطبوعاتی در برلین، لحظاتی پس از آنکه یک اخلالگر وابسته به رژیم مایع قرمزی به سوی او پاشید. لس آنجلس تایمز.
سیپک، ۲۸ مارس ۲۰۲۶
«ضربه نهایی را خود مردم ایران وارد خواهند کرد. وقتی لحظه مناسب فرا برسد، مانند ژانویه، من آنها را دوباره به خیزش فرا خواهم خواند.» — در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران، نشنال هاربر، مریلند.
پاریس، ۲۵ آوریل ۲۰۲۶
«میدان باستیل یک نماد است. ایران ملت بعدی است که جهان آزادی خود را به سنت این میدان خواهد دید.» — در تجمع میدان باستیل، پاریس.
وستوود، ۱ مارس ۲۰۲۶
«تهرانجلس، تهران امشب به شما گوش میدهد.» — در تجمع وستوود/تهرانجلس همزمان با تشدید تنشهای آمریکا و ایران، جایی که دهها هزار ایرانی-آمریکایی گرد هم آمدند. لس آنجلس تایمز.
«پیام صلحی از سوی ایرانیان.»
در ۱۶ آوریل ۲۰۲۳، رضا پهلوی سفر رسمی سهروزهای را به اسرائیل به دعوت وزیر اطلاعات اسرائیل آغاز کرد — که اولین سفر یکی از اعضای خاندان سلطنتی ایران از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بود. او در دیوار غربی دعا خواند، از ید و شم بازدید کرد، با رئیسجمهور اسرائیل اسحاق هرتزوگ و نخستوزیر بنیامین نتانیاهو دیدار کرد و در کنست سخنرانی کرد. این سفر با هماهنگی نزدیک با دیاسپورای یهودیان ایران انجام شد و با نامههای عمومی همزمان به مسلمانان و یهودیان ایرانی همراه بود. منبع: i24NEWS؛ بیانیههای کامل در rezapahlavi.org.
پهلوی از کنار دیوار غربی آنچه را که «پیام صلحی از سوی مردم ایران به مردم اسرائیل — و این وعده که ملت ایران، وقتی دوباره آزاد شود، شریک هر ملتی در منطقه، از جمله دولت یهود، خواهد بود» خواند، ارائه داد. این سفر از سوی پهلوی و میزبانانش به عنوان اصلاحی بر چهل و چهار سال تبلیغات جمهوری اسلامی توصیف شد؛ رسانههای دیاسپورای ایران در سراسر اروپا و آمریکای شمالی آن را یک نقطه عطف گزارش کردند و با حملات دولت ایران و رسانههای وابسته به مجاهدین خلق مواجه شد — که هیچکدام را ایرانیان داخل ایران معمولاً جدی نمیگیرند.
شش خواسته انقلاب شیر و خورشید.
فراخوان اقدام فوریه ۲۰۲۶ پهلوی شش خواسته مشخص را از دولتهای خارجی و نهادهای بینالمللی مطرح کرد که به عنوان حداقل شرایط برای هماهنگی بینالمللی با حق تعیین سرنوشت ایرانیان چارچوببندی شده بود.
۱. حق تعیین سرنوشت ایرانیان را به رسمیت بشناسید
به رویکرد دیپلماتیکی که جمهوری اسلامی را نماینده مشروع ایرانیان و تنها شریک مذاکره موجود میداند، پایان دهید.
۲. سپاه پاسداران را به عنوان یک نهاد تروریستی بشناسید
در سراسر اتحادیه اروپا، بریتانیا، کانادا، استرالیا و هر دموکراسی دیگری که هنوز این کار را نکرده است — تا با اقدام مشابه آمریکا هماهنگ شوند.
۳. تحریمهای موجود علیه مقامات رژیم را اجرا کنید
شامل ممنوعیت سفر، مسدود کردن داراییها، تحریم اعضای خانواده و پایان دادن به معافیتهای موجود که به آقازادهها اجازه میدهد آزادانه در پایتختهای غربی زندگی و تحصیل کنند.
۴. یک ساختار دموکراتیک سکولار انتقالی را به رسمیت بشناسید
شامل شورای آزادی ایران و شبکههای همکار چهرههای اپوزیسیون در داخل و خارج از ایران که برای تشکیل مجلس مؤسسان تلاش میکنند.
۵. اعتبارنامههای جمهوری اسلامی در سازمان ملل را به حالت تعلیق درآورید
از جمله در نهادهایی که جمهوری اسلامی در حالی ریاست مجامع حقوق بشر یا حقوق زنان را بر عهده دارد که زنان ایرانی را قتلعام میکند.
۶. با مخالفان ایرانی در خارج از کشور به عنوان افراد تحت حمایت رفتار کنید، نه مظنون
به ممنوعیتهای سفر، محدودیتهای ویزا و دامهای مالیاتی که بر دیاسپورایی که جمهوری اسلامی به تبعید واداشته تحمیل میشود، پایان دهید و روزنامهنگاران ایران اینترنشنال، بیبیسی فارسی و منوتو را به عنوان اهداف توطئههای ترور دولتی به رسمیت بشناسید.
منشور مهسا — و آنچه پس از آن رخ داد.
برجستهترین تلاش برای تدوین یک پلتفرم مشترک دیاسپورا پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» — و علنیترین درس در مورد شکنندگی ائتلافها.
در ۱۰ فوریه ۲۰۲۳، هشت چهره برجسته دیاسپورای ایران از دانشگاه جورجتاون در واشنگتن دیسی، متنی یکصفحهای با عنوان منشور همبستگی و اتحاد برای آزادی — که به سرعت به منشور مهسا معروف شد — منتشر کردند. امضاکنندگان عبارت بودند از رضا پهلوی (ولیعهد در تبعید ایران، واشنگتن دیسی)، مسیح علینژاد (روزنامهنگار، هدف توطئه ربایش سپاه در سال ۲۰۲۱ در نیویورک)، حامد اسماعیلیون (سخنگوی خانوادههای قربانیان پرواز پیاس۷۵۲)، نازنین بنیادی (بازیگر، سفیر عفو بینالملل)، شیرین عبادی (برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳)، علی کریمی (کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران)، عبدالله مهتدی (دبیرکل کومله) و گلشیفته فراهانی (بازیگر، پاریس).
این منشور امضاکنندگان را به یک ایران دموکراتیک سکولار، جدایی دین از دولت، پایان دادن به همه اشکال تبعیض، برابری جنسیتی، حاکمیت قانون، تمامیت ارضی ایران و گذار از طریق مجلس مؤسسان متعهد میکرد. این منشور امضاکنندگان را به هیچ شکل خاصی از حکومت پس از گذار متعهد نمیکرد و هیچ چهرهای را به عنوان رئیس دولت آینده تأیید نمیکرد. منابع: ویکیپدیا؛ آسوشیتدپرس؛ ایران اینترنشنال.
در عرض چند هفته، ائتلاف به وضوح تحت فشار قرار گرفت. حامد اسماعیلیون در آوریل ۲۰۲۳ با استناد به نگرانیهایی در مورد ساختار تصمیمگیری، از اتحاد خارج شد. ماههای بعد شاهد واگراییهای بیشتری بود. منشور مهسا به عنوان یک نهاد متحد شتاب خود را از دست داد — اما درس آن باقی ماند: گروهی متنوع از ایرانیان، از یک ولیعهد تا دبیرکل کومله و یک روزنامهنگار حقوق زنان، میتوانند به طور علنی بر سر یک پلتفرم مشترک حداقلی بایستند. روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه ۲۰۲۶، سه سال بعد، این فرض اساسی را تأیید کرد.
چهرههایی که ایرانیان از آنها نام میبرند.
این یک فهرست تأییدی نیست. این سندی از چهرههای عمومی است که نامشان در مطبوعات فارسیزبان، در پلاکاردهای اعتراضی و در گفتگوهای روزمره تکرار میشود، زمانی که ایرانیان از یکدیگر میپرسند چه کسی میتواند در دوران گذار سخنگوی ما باشد؟
رضا پهلوی
ولیعهد در تبعید ایران، واشنگتن دیسی. صادرکننده فراخوان ۸ ژانویه ۲۰۲۶ که انقلاب شیر و خورشید را آغاز کرد. از سوی ایرانیان داخل و خارج از کشور برای رهبری دوران گذار فراخوانده شده است. به طور علنی خواستار همهپرسی در مورد نظام سیاسی آینده ایران است.
نرگس محمدی
برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۲۳، که از اوایل دهه ۲۰۱۰ بارها به زندان اوین افتاده است. بنیانگذار کارزار لغو مجازات اعدام در ایران. شناختهشدهترین زندانی سیاسی کشور در سطح بینالمللی.
شیرین عبادی
برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳، اولین زن مسلمان برنده این جایزه. وکیل؛ بنیانگذار کانون مدافعان حقوق بشر. از امضاکنندگان منشور مهسا.
مسیح علینژاد
روزنامهنگار، بنیانگذار «آزادیهای یواشکی من»؛ هدف توطئه سپاه پاسداران برای ربودن او از بروکلین در سال ۲۰۲۱. از امضاکنندگان منشور مهسا.
حامد اسماعیلیون
سخنگوی خانوادههای قربانیان پرواز پیاس۷۵۲؛ در آوریل ۲۰۲۳ از ائتلاف منشور مهسا خارج شد. در سال ۲۰۲۴ در مقابل پارلمان کانادا اعتصاب غذا کرد.
نازنین بنیادی
بازیگر و سفیر عفو بینالملل. یکی از برجستهترین صداهای حامی حقوق زنان در ایران در عرصه بینالمللی. از امضاکنندگان منشور مهسا.
علی کریمی
کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران — «مارادونای آسیا». از امضاکنندگان منشور مهسا؛ از طرفداران ورزشی خود در داخل ایران برای تقویت خیزش استفاده کرده است.
گلشیفته فراهانی
بازیگر در تبعید در پاریس از زمان ممنوعالخروجی توسط دولت ایران در سال ۲۰۰۸. از امضاکنندگان منشور مهسا.
توماج صالحی
رپر، محکوم به اعدام و بازگشته از آن. صدای نسلی که در جمهوری اسلامی متولد شده و آن را رد میکند.
عبدالله مهتدی
دبیرکل کومله، حزب چپگرای تاریخی کرد در تبعید. از امضاکنندگان منشور مهسا؛ صدای جریان فدرال-دموکراتیک اپوزیسیون.
آنچه ایرانیان یک گزینه نمیدانند.
یک سازمان به عنوان ویژگی تکرارشونده در پوشش رسانههای غربی و لیستهای پستی سیاسی غربی برجسته است، اما در هیچ نظرسنجی جدی ایرانیان حضور ندارد: سازمان مجاهدین خلق (MEK) و ساختارهای جبهه سیاسی آن.
سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۹۶۵ تأسیس شد، علیه شاه اسلحه به دست گرفت، در طول جنگ ایران و عراق جانب صدام حسین را گرفت — و در کنار کشوری که به ایران حمله کرده بود، با سربازان وظیفه ایرانی در داخل ایران جنگید — و دهههای پس از آن را صرف سازماندهی مجدد تحت پوششهای مختلف حول رهبری خود کرده است. در داخل ایران، این مسائل به یاد مانده است. نظرسنجیهای مستقل دیاسپورا — از جمله نظرسنجیهای گمان که به طور گسترده توسط دانشگاهیان مورد استناد قرار میگیرد — به طور مداوم حمایت از مجاهدین خلق در میان ایرانیان را در حد چند درصد پایین قرار داده است، که به مراتب کمتر از تمام چهرههای ذکر شده در بالا است. این همچنین اجماع در داخل کشور است: در تمام موجهای اعتراضی از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۶، معترضان در خیابانهای ایران شعارهای مجاهدین، پرچمهای مجاهدین، یا تصاویر رهبری مجاهدین را بلند نکردهاند. آنها زن، زندگی، آزادی؛ شیر و خورشید؛ نام کشتگانشان؛ و تصویر رضا پهلوی را بلند کردهاند.
این سایت به هیچ رسانه وابسته به مجاهدین خلق استناد نمیکند، به آنها پیوند نمیدهد، یا از آنها به عنوان منبع استفاده نمیکند. کاربری که این سند برای او نوشته شده است، به صراحت اعلام کرده: مجاهدین خلق به عنوان یک آلترناتیو مشروع برای ایرانیان در نظر گرفته نمیشوند. ما از این قضاوت پیروی میکنیم، و به نظر میرسد ایرانیان در داخل ایران نیز با آن موافقند.
پادشاهی یا جمهوری، رهبر یا مجلس مؤسسان.
دو پرسش باز در داخل اپوزیسیون جدید نیستند. پادشاهی یا جمهوری. یک پادشاهی مشروطه با رضا پهلوی به عنوان پادشاه مشروطه، بر اساس مدل اسپانیا پس از فرانکو؛ یا یک جمهوری ریاستی یا پارلمانی بدون هیچ عنصر سلطنتی. خود پهلوی به طور علنی گفته است که این پرسشی برای ایرانیان است که از طریق همهپرسی تصمیمگیری میشود و او نتیجه را خواهد پذیرفت.
یک رهبر واحد یا یک مجلس مؤسسان. یک شورای انتقالی از چهرههای شناختهشده که بتوانند در روزهای اولیه گذار با یک صدا صحبت کنند؛ یا یک مجلس مؤسسان منتخب مردم برای نوشتن قانون اساسی پس از جمهوری اسلامی از ابتدا. منشور مهسا به مدل دوم اشاره داشت. خیابان در ژانویه تا آوریل ۲۰۲۶، هنگامی که از آن سؤال شد، هر دو پاسخ را داد — و از پهلوی، با ذکر نام، خواست تا پلی بین این دو باشد.
هر دو پرسشهایی هستند که ایرانیان خود در انتخاباتشان، در فرآیند تأسیس قانون اساسی خودشان، به آنها پاسخ خواهند داد. تنها تعهدی که این سایت میطلبد، همان تعهدی است که خیابانها هنگام اولین ظهور نام مهسا امینی بر روی یک پلاکارد دادند، و همان تعهدی که دوباره هنگام فراخوان پهلوی در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ دادند: یک ایران آزاد، که در آن یک دختر کرد اهل سقز بتواند بدون آنکه دولت به او بگوید چگونه موهایش را بپوشاند، در اتوبوسی در تهران بنشیند.